سديد الدين محمد عوفى

441

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

ندهم ، و لكن چون تو بزرگ « 1 » از آن شراب « 2 » هوس كرده « 3 » است بگويم تا « 4 » يك قرابهء صافى به خدمت « 5 » تو آرند « 6 » به شرط آنكه « 7 » تو دو قرابه « 8 » شراب بد « 9 » خود مرا عوض دهى . و من ازين بغايت برنجيدم و بر وى لعنت كردم و گفتم : آب حيات از دست چون تو مدبرى تجرع « 10 » نتوان « 11 » كرد . آنگاه گفتم : انصاف آنست كه در روى زمين دون‌همت‌تر از تو هيچ « 12 » كس نباشد ، آخر اى بدبخت با من نشسته‌اى و حريفى مىكنى و يك قرابه شراب « 13 » چه « 14 » وزن « 15 » دارد « 16 » كه از من صرفه طلبى ! يحيى چون اين سخن « 17 » بشنيد بغايت برنجيد . گفت : لعنت بر آن دون‌همت باد كه « 18 » غضاضت « 19 » آن خساست به ما راجع شود ، از بهر آنكه ما او را « 20 » به سر كار كرده‌ايم ، و مردمان گمان ببرند كه مگر « 21 » ما هم « 22 » چون او خسيس « 23 » و دون‌همتيم « 24 » . در حال به عزل او مثال نوشت و فرمان داد « 25 » تا « 26 » هركه در آن « 27 » مدت « 28 » رشوتى به دو داده است

--> ( 1 ) - مج : بزرگى + را ( 2 ) - مپ 2 - بزرگ از آن شراب + آن را ( 3 ) - مپ 2 - كرده ( 4 ) - مپ 2 + ترا ( 5 ) - مپ 2 - به خدمت ، مج : نزديك ( 6 ) - مپ 2 : بدهند ( 7 ) - مج : بدان شرط كه ( 8 ) - مج + از ( 9 ) - مج - بد ( 10 ) - مج : تجزى ( 11 ) - مپ 2 و مج : نبايد ( 12 ) - مج - هيچ ( 13 ) - مپ 2 - شراب ( 14 ) - مپ 2 - چه ( 15 ) - مپ 2 + چه قيمت ( 16 ) - متن و مپ 2 : باشد ( 17 ) - مپ 2 - سخن ( 18 ) - متن و مج : و ( 19 ) - مپ 2 : غصامت ( 20 ) - متن و مپ 2 - ما او را ( 21 ) - متن و مپ 2 - مگر ( 22 ) - متن - هم ( 23 ) - مج : خسيسم ( 24 ) - مج - و دون‌همتيم ( 25 ) - متن و مج + كه ( 26 ) - مج - تا ( 27 ) - مج - آن ( 28 ) - مج + عمل